شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

371

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

ستوده . پس كسى كه استعمال مسكر كرد « 1 » داخل مىگرداند فساد را در دماغ خود ، و هرگاه مستى پى در پى روى نمود دماغ او بيمار مىشود و ضعف او سخت مىگردد و قوتى كه ممد افعال ارادات و نفسانى اوست « 2 » ازو دور مىشود . 54 ، 3 - و گفت : كسى كه مالك نفس خود شد مملكت عظمى را مالك مىگردد ، و از موت مستغنى مىشود ، و كسى كه اين چنين گشت مذمت او بر طرف شد و همه كس سپاس او مىكنند و زندگانيش نيكو مىگذرد . و او را اشعار است به عربى ، از سخنان اوست كه : 54 ، 4 - نظر در كتب حكمت عيد نفوس ناطقه است . 54 ، 5 - و گفت كه : افلاطون شهوت را به خوك تشبيه نموده است ، و قوت غضبى را به سگ نسبت داده است ، و قوت عقلى را به ملك منسوب ساخته ، و گفته كسى كه شهوت برو غالب است خوك است ، و كسى كه خشم برو مستوليست سگ است ، و كسى كه قوت عقلى برو غالب است « 3 » ملك است ، و هرگاه ملك باشد از روى مناسبت نزديك است به الله تعالى ، از براى آنكه چيزهائى كه به خدا نسبت مىدهند ، و او سبحانه موصوف است به آنها ، حكمت است و قدرت و عدل و خير و نيكويىها و كرم و احسان و تفضل « 4 » و انعام . و انسان وقتى صاحب فضيلت و شرف مىگردد ، كه به اين صفات متصف گردد ، و اين صفات حال او شود و برو غالب شود . پس ازين مقدمات معلوم شد كه عاقبت و بازگشت مردمان در ميان عالم كون و فساد به اين صفات است . 54 ، 6 - و گفت : ازين جهت است كه بعضى از قائلين به تناسخ نفوس گفته‌اند كه نفوس بر دو قسم‌اند : مالكه است يعنى ناجيه [ 99 - ب ] كه

--> ( 1 ) - د : استعمال مستى كند . ( 2 ) - د : ارادى و نفسانى است . ( 3 ) - د : برو حاكم است . ( 4 ) - اساس : فضل .